|
داستان های آموزنده
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد،لحظه هایت آرام...
|
v سوال: با توجه به اینکه یکی از دلائل اثبات دعوی، اقرار است؛ آیا بنده می توانم با استناد به اقرار شفاهی همسرم مبنی بر اینکه «خر بوده که با من ازدواج کرده» او را تحویل باغ وحش بدهم؟
ü پاسخ: بله که می توانید؛ اتفاقا مسئولین باغ وحش هم از اینگونه خرها که بصورت داوطلبانه غذای شیرها و کروکودیل ها می شوند به شدت استقبال می کنند! [ ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ ] [ ۸:۱٦ ب.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
تا کنون پیش آمده که به فردى هم سن و سال خود نگاه کرده باشید و پیش خود گفته باشید: نه، من مطمئناً اینقدر پیر و شکسته نشده ام؟ اگرجوابتان مثبت است از داستان زیر خوشتان خواهد آمد:
[ ۱۳٩۱/۱٠/۱۸ ] [ ۱٠:٢٤ ق.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
عن مفت آدمم مفت ..... گنجشگها این ضرب المثل را برفراز پیادروهای پر ازدحام بکار میبرند :))))))))))))))) . . . اوفـــــــــــــــــــ عجب جیگری بود!!! ....... تکه کلامه من بعد از میل کردنه جیگر با سبزی خوردنو دوغ و نون سنگگ داغ ؛ چیه خب فکردین من مثله شماها چشچرونی میکنم . . . دختر: دوستم داری؟ پسر: نه! دختر ): پسر: نپرسیدی که عاشقت هستم یا نه؟! دختر: عاشقمی؟ (: پسر: نه خخخخخخخخ
[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ ] [ ۱:٥٩ ب.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
واپسین لحظات سال 2012 رو داریم سپری می کنیم پیشاپیش فرار رسیدن سال 2013 میلادی ...... به شما و خانواده ی محترمتون هیچ ربطی نداره صبر کنید تا عید نوروز خودتون ..والاااااا
[ ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ ] [ ۳:٥٩ ب.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۸:۳٩ ب.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید دیدن آنچه که همه میبینند هنر نیست! خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!!! به خوبان جهان عزت داده ای و به بدان ثروت... نکند ما به تماشای جهان آمده ایم؟؟ از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟؟ زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد! کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟” کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم! خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته فراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردم که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم [ ۱۳٩۱/٤/۳ ] [ ٩:٤۱ ب.ظ ] [ مرتضی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ : ] [ Weblog Themes By : ] |